امشب مجیر هم به عشق تو... فریاد میزند "تعالیت یا کریم"

خرید بک لینک
بیشتر از بیست و چهار ساعته

که

چیزی نخوردم...

نه اینکه نخوام،

میلم نمی کشه...

سرم درد میکنه...

سرم گیج میره...

یه چند لحظه ای

تموم دنیام سیاه شد

و

تو اون لحظات

فقط یه جمله میگفتم:

به پهلوی شکسته مادرت یا حسن ع به فریادم برس

به پهلوی شکسته مادرت یا حسن ع به فریادم برس

به پهلوی شکسته مادرت یا حسن ع به فریادم برس

.

.

.

وسط این همه اضطرار و گریه

میگم:

آقا جان

می دونم این قسم ناراحتتون میکنه

ولی

مضطرم...

اونقدر که مجبورم چیزی بگم که ردش نکنید...

+آقا

تمام امیدم به این است

که

فردا که چشم هایم را باز کنم،

موج بزند،

دور و برم؛

خبر های خوشِ گره های باز شده یِ

زندگی ام...

+در من

انسانی ست

که می میرد

و من

هر روز

با امید به خدایی که هست،

دوباره زنده اش میکنم...

تو همان گرد چادر زهرا س بودی که بر زندگی ام پاشید.......

ما را در سایت تو همان گرد چادر زهرا س بودی که بر زندگی ام پاشید.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 15:18

صفحه بندی